على محمدى خراسانى

71

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

است دلالت كنند ، اين بحث مطرح مىشود كه اين اخبار به درد احتياط نمىخورند و بر استحباب آن عمل به عنوان احتياط دلالت نمىكنند ، بلكه بر استحباب آن به عنوان اين‌كه دليل دارد و مستحبّ نفسى است دلالت مىكنند - مثلًا زيارت امام حسين عليه السلام به‌عنوان اين‌كه يك عملى است و دليل دارد ( خبر ضعيف به پشتيبانى اخبار من بلغ ) مستحبّ است ، نه از باب احتياط و به اميد رسيدن به ثواب موعود - سرّ مطلب ، اين است كه اگر اخبار من بلغ ، اين خبر ضعيف را در مستحبّات حجّت كرد ، وجود امر استحبابى هم احراز مىشود و انجام عمل به قصد امرِ مسلّم مىشود كه نه تنها احتياط نيست ، بلكه مُخِّل به احتياط است . لا يقال هذا لو قيل بدلالتها على استحباب نفس العمل الذى بلغ عليه الثواب بعنوانه و أما لو دل على استحبابه لا بهذا العنوان بل بعنوان أنه محتمل الثواب لكانت دالة على استحباب الإتيان به بعنوان الاحتياط كأوامر الاحتياط لو قيل بأنها للطلب المولوى لا الإرشادى . فإنه يقال إن الأمر بعنوان الاحتياط و لو كان مولويا لكان توصليا مع أنه لو كان عباديا لما كان مصححا للاحتياط و مجديا فى جريانه فى العبادات كما أشرنا إليه آنفا . معترض مىگويد در اخبار من بلغ دو احتمال وجود دارد : 1 . احتمالًا دالّ بر حُسن و استحباب فلان عمل - كه خبر ضعيف بر آن قائم شده است - باشند ، به‌عنوان خود آن عمل - نه به‌عنوان زيارت بودن - . 2 . احتمالًا دالّ بر استحباب آن عمل باشند به‌عنوان اين‌كه محتمل الثواب است . در خود روايات هم قيد شده است كه « فعمله طلباً لقول النبيّ ، إلتماس ذلك الثواب و . . . » . به عبارت ديگر ، دالّ بر استحباب عمل باشد به‌عنوان احتياط ، نه به‌عنوان خود عمل . بنا بر احتمال اوّل ، حقّ با شماست كه اين اخبار « لا يُجدى فى جريان الإحتياط . . . » ولى بنابر احتمال دوم ، حق با شما نيست و اين اخبار به درد احتياط مىخورد و در واقع امر به احتياط مىكند و مفادش اين است كه « يستحبّ الإحتياط فى العبادة » ، و مثل امرهاى احتياط است كه به خود احتياط بار شده و عمل را به اين عنوان داراى ثواب كرده است البتّه اگر اين اوامر ، ارشادى نباشند و مولوى باشند و استحباب شرعى را دلالت كنند . قوله : فانّه يقال : مرحوم آخوند به اعتراض فوق سه جواب مىدهد : 1 . حاصل سخن شما اين است كه اخبار من بلغ ، امر استحبابى به احتياط دارند و عمل را به اين عنوان مستحب مىكنند و مثل « إحتط لدينك » هستند كه مستقيماً امر به احتياط است . ولى اين در صورتى است كه اوامر مزبور مولوى باشند ، نه ارشادى ؛ در حالى كه هر امرى به هر نحوى به احتياط بار شود ارشادى خواهد بود ، نه مولوى . 2 . اگر هم مولوى باشند ، توصّلىاند و خود اين امرها قصد قربت ندارند و اتيان عمل به قصد اين اوامر لازم نيست تا عبادت درست كن باشند .